السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
99
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
است در هر يك از غسلات وضو آنكه ده كف آن آب به قصد يك شستن بر عضو بريزد پس مناط در تعدد غسلي كه دوم آن مستحب وسيم آن حرام است تعدد ريختن آب نيست بلكه تعدد غعسل است با قصد ( مسألة 44 ) واجب است در شستن اعضاى وضو ابتدأ كردن بأعلى لكن واجب نيست در ريختن آب اين كه بأعلى بريزد پس اگر به پائين آب بريزد لكن شستن را باعانت دست از أعلى قرار دهد صحيح است ( مسألة 45 ) بدان كه اسراف كردن در آب وضو مكروه است چنانچه اسباغ يعنى شاد آب كردن مستحب است وگذشت آنكه مستحب است كه آب وضو به مقدار يك مد باشد وظاهرا اين يك مد در تمام افعال وضوء ومقدمات آن مانند مضمضه واستنشاق وشستن دستها بايد صرف شود ( مسألة 46 ) جايز است در وضوء اعضا را به ارتماس بشويد چنانچه گذشت وجايز است نيز كه يكى از اعضا را به ارتماس بشويد وبقيه را بطريق متعارف بلكه جايز است تبعيض در يك عضو يعنى بعض آن عضو را به ارتماس بشويد وبعض ديگرى را بطور متعارف ودر همه صور بايد مراعاة شروط وضو بشود مثل ابتداء بأعلى ومسح نكردن به آب جديد وغير اينها ( مسألة 47 ) هر گاه وسواسى در شستن دست چپ بعد از تحقق شستن آن على المتعارف آب زياد بريزد صحت وضوء أو مشكل است از جهت لزوم مسح به آب جديد ( مسألة 48 ) غير وسواسى هر گاه بعد از يقين به آنكه دست چپ را تمام شسته باز دست بمالد بر آن به جهت زيادتى يقين ضرر ندارد ما دام كه غسل واحد حساب شود عرفا بلى اگر آب خارجي بريزد مشكل است واگر چه غرض أو زيادتى يقين هم باشد چون در عرف اين شستن را شستن ديگر حساب مىكنند بلى اگر در شستن دست چپ آب از إبريق مثلا بر آن جارى مىكند وزيادتر از مقدار حاجت بر آن مىريزد با اتصال ضرر ندارد ما دام كه يك شستن محسوب مىشود ( مسألة 49 ) بر هر يك از انگشتهاى پا كه مسح كند تا كعب حتى انگشت كوچك كفايت مىكند ( م 50 ) لازم نيست از براي مسح سر اين كه كلاه يا عمامه يا مقنعه را بردارد بلكه جايز است كه دست را ببرد زير آن ومسح كند اگر چه از أسفل بأعلى باشد بلى مستحب مؤكد است از براي زن اين كه در خصوص نماز صبح خمار يا مقنعه را بردارد ومسح كند وهم چنين در نماز مغرب لكن تأكد استحباب در آن كمتر است از نماز صبح ( فصل هفتم ) در شرائط صحت وضوء است وان چند چيز است ( أول ) اين كه آب مطلق باشد پس صحيح نيست وضو به آب مضاف واگر آب در أصل مطلق